خرید بک لینک
یکی از چیزایی که از مهدیار عزیز یاد گرفتم این بود که سعی کنم تقویمی نباشم. یعنی برای اینکه فلان کار رو انجام بدم منتظر این نباشم که تقویم به من دستور بده. مثلا برای اینکه بخوام تغییری توی خودم انجام بدم تا شنبه هفته آینده صبر نکنم. برای اینکه به مادرم بگم که دوسش دارم منتظر روز مادر نمونم. یا برای اینکه به دوستی بگم که به یادشم و برام عزیزه تا عید صبر نکنم تا بخوام یه پیامک براش بفرستم. به نظرم آدمها به این قضیه عادت کرده اند و صبر میکنند تا فلان روز خاص برسه تا فلان عمل خاص (بخوانید مراسم) رو به جا بیارند. در حالت قبل انگار آدما سعی میکنن تا موقعش برسه، بعد یه دفعه بووم! البته شادی حاصل از انجام کار هم زیاد مهمون آدم نیست. ولی توی این حالت جدید که آدم منتظر تقویم نیست که بهش بگه چه کار کنه، انگار شادیهای کوچیک ذره ذره میان و خودشون رو بین لحظه های زندگی جا میدن. اینطوری شاید حسرت انجام خیلی از کارها هم به دل آدم نمیمونه!

برچسب: نویسنده: پرهام صفری تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ساعت: 16:23

آدمهای معمولی را دوست دارم. همانهایی که میشود با آنها سر یک میز نشست و در مورد سیاست، روش تربیت بچه ها، معنی زندگی و یا هر چیز دیگری به راحتی صحبت کرد. آدمهایی که با خودشان کنار آمده اند و خودشان را همانطور که هستند دوست دارند. این آدمها بلدند چطور مهربان باشند، چطور بخندند و چطور همدردی کنند. من چقدر خوشبختم که از این آدم های معمولی در اطرافم زیاد دارم.

برچسب: نویسنده: پرهام صفری تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 16:43

شعر، نشاندادن کیفیتهای انسانی است. اگر تابلویی ببینید که شخصیت انسان یا غم او را خوب به تصویر کشیده سفری به اعماق خود خواهید داشت. اگر در شعری از شجاعت بخوانید، درون شما گویی بیدار میشود و به اعماق انسانی خود بازمیگردید. انگار کسی یادش رفته باشد نگریستن را و در زندگی روزمره خوب نگاه نکند و چیزها را نبیند و کسی بیاید از خوب نگریستن، از لایههای عمیقنگریستن و کشفکردن سخن بگوید. خب هر چه به تواناییهایمان نزدیک شویم زندگی معنادارتر و شیرینتر میشود. آدمی که مثل کورها روز را شب میکند چه میکند برای خودش؟ برگرفته شده از: گفت و گوی سارا محمدی اردهالی با رضا مهدوی. لینک

برچسب: نویسنده: پرهام صفری تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 16:43

بسیار برایم پیش می آید که ناخودآگاه تحت تاثیر حرف های دیگری قرار میگیرم. (هر چقدر هم آدم بخواهد خودش را با دیگری مقایسه نکند، نمیشود. آدم حداکثر میتواند خودش را تغییر دهد. تغییر دیگران حداقل از عهده من یکی خارج است.) دیگران می آیند و ناخودآگاه و در اکثر موارد ناخواسته به ما اضطراب و استرس وارد میکنند. نقل قولی است از سنت آگوستین که میگوید: "این گناه است که شخصی را بر پایه شغل او قضاوت کنیم." من فکر میکنم که میشود از این حرف حتی اینطور استنباط کرد که به هیچ عنوان کار درستی نیست که خودمان را با دیگری (حتی بغل دستیمان) مقایسه کنیم.

برچسب: نویسنده: پرهام صفری تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 16:43

در صفحه اول وبلاگش نوشته که زندگی شاد و فعالی دارد و با ام اس نیز احساس خوشبختی میکند.


برچسب: نویسنده: پرهام صفری تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 16:43

اینکه ما نمیتونیم درک کنیم به چه دلیل اومدیم توی این دنیا و داریم زندگی میکنیم، اصلا به این معنی نیست که اومدن ما دلیلی نداشته باشه. منظورم این هم نیست که اومدن ما به این دنیا حتما باید دلیلی داشته باشه. نمیفهمم، چرا همیشه یِ خدا ما داریم دنبال دلیل میگردیم، اصلا نمیشه دلیل ها رو دور بیندازیم تا فرصت کنیم یکم از زندگیمون لذت ببریم؟!!

برچسب: نویسنده: پرهام صفری تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 16:43

نبوغ واقعی آنست که در بزرگسالی حال و هوایی کودکانه داشته باشی.

آدولس هاکسلی

*. فکر میکنم مهمترین ویژگی بچه ها اینه که هیچی توی دنیاشون جدی نیست. هر چی که هست سرگرمیه،...

**. بچه ها خیلی از نیازهاشون رو از طریق گریه تامین میکنند ولی ما قادر به انجام این کار نیستیم.

برچسب: نویسنده: پرهام صفری تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 16:43

مامان امروز صبح از مسافرت برگشت. بیرون داره برف میاد و بوی کوفته برنجی فضای خونه رو گرفته. فعلا نمیتونم روی مطالعه ام تمرکز داشته باشم...

برچسب: نویسنده: پرهام صفری تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 16:43

حتی اگر به دوردست ترین نقاط تبعید شوم، همواره خوشبخت بوده ام. زیرا خوشبختی واقعی در اختیار خود انسان است. خوشبخت کسی است که شخصیت، نیت و اعمال خوبی دارد.

مارکوس اورلیوس

برچسب: نویسنده: پرهام صفری تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 16:43

یکی دیگه از پادکست های برنامه چمدان که خیلی دوستش داشتم و دارم. صدای زیبای تبسم سیمون مجلسی و سرنخهایی از زندگی ژان پل سارتر.از ژان پل سارتر آموختم مسئول زندگی خودم باشم-دانلودموزیک متن-دانلود

برچسب: نویسنده: پرهام صفری تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 16:43

قرآن زندگی دنیا را به "بازی" تشبیه می کند تا بر پوچی و عبث بودن آن تاکید کند. اما کمتر به این نکته توجه می شود که تعبیر قرآنی به طور ضمنی اذعان می کند که این بازی،مادام که گرم آن هستی،مفرح و معنادار هم هست."بازی" را از دو زوایه می توان دید: برای کسی که گرم بازی است،تمام حرکات و رفتارها،معطوف به غایت از پیش تعریف شده است - برای مثال، تمام تلاش ات باید معطوف به آن باشد که توپ را به دروازه ی حریف بزنی - و این غایت مندی،به معنای مهمی به رفتار بازیگران معنا می بخشد.اما کسی که از بازی کنار می نشیند،عرقش خشک می شود و بازی را از بیرون نگاه می کند، چه بسااز خود بپرسد که اینهمه برای چیست؟ چه معنا دارد که گروهی انسان بالغ این طور غافلانه به دنبال یک توپ از این سوی میدان به آن سوی دیگر می دوند،واین طور هیجان زده و پر شور فریاد می کشند و عرق می ریزند؟!نگاه از بیرون، ناظر را با "پرسش معنا" رو به رو می کند.اما یافتن غایتی برای بازی ورای خود بازی کار دشواری است، و اگر فرد نتواند آن غایت فرا-بازی را بیابد،خود را با بحران بی معنایی رو به رو می بیند،و بازی را به معنای مهمی عبث می یابد. نگاه پوچ انگارانه

برچسب: نویسنده: پرهام صفری تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 16:43

صفحه بندی